فهرست بستن

چند واقعیت در مورد مدیران ارشد دستگاه‌ها در ایران که بهتر است این مدیران بدانند

📄 چند واقعیت در مورد مدیران ارشد دستگاه‌ها در ایران که بهتر است این مدیران بدانند

🖋 مزبان حبیبی

بسته شماره ۱:

این متن برای خوشامدگویی به دکتر محمودی رئیس سازمان بازنشستگی کشوری نگاشته شده ولی قابل تعمیم به دیگر دستگاه‌ها نیز هست.

جناب محمودی، از آن کسی که نامشان را به شما گفتم، به شدت دوری کنید که یکی از باگ‌های اصلی سازمان تحت مدیریت شماست. این تذکر را در صحن کمیسیون آموزش مجلس به ریاست سابق هم داده بودم!

جناب محمودی

نمی‌خواهم به شما تبریک بگویم چون می‌دانم که وارد دستگاهی شده‌اید که دست به گریبان با مشکلات بسیاری است و هر یک از این چالش‌ها می‌تواند ترمز همه اتفاقات مثبت در آینده باشد.

واقعیت‌های آزاردهندهٔ پنهان در دستگاه‌ها:

۱. کسی که جایگزین شما خواهدشد، همان مسیری را طی کرده که شما طی کرده بودید، پس مقاومت نکنید چون لابی او قوی‌تر است.

۲. کسانی‌که اولین تبریک‌ها را می‌گویند، بیشترین اعتقاد را به ناتوانی شما دارند. هرچه متن تبریک پرطمطراق‌تر و با روغن‌داغ بیشتر باشد، نویسنده متن تبریک به حماقت شخص منصوب شده، اعتقاد بیشتری دارد.

۳. دغلبازترین پرسنل همان‌هایی هستند که اصرار دارند اولین اطلاعات سازمان را به شما برسانند. به‌ویژه همان‌هایی که در اولین جلسات سازمان شما با سایر دستگاه‌ها، همراهتان هستند، از این‌ها بیشتر دوری کنید!

۴. کسانی‌که با پست‌های بالا با چندین رئیس کار کرده‌اند و ادعا دارند این اتفاق به دلیل توانایی خودشان بوده، همان‌هایی هستند که از هیچ تلاشی برای برداشتن شما کوتاهی نخواهند کرد.

۵. تصویر کارکنان خود را در زمان رئیس قبلی حتما ببینید، برخی‌ها استاد تغییر چهره و رفتار برای رضایت رؤسایشان هستند.

۶. از آنهایی که کارشان را برای انجام امور مذهبی تعطیل می‌کنند، بخواهید تا این امورات را خارج از وقت اداری انجام دهند؛ اگر پذیرفتند، در کارشان صادق هستند و می‌توان به آنها اعتماد کرد.

۷. پرسنلی که رفتارهای خیلی غلیظ دارند، دارای پتانسیل تبدیل شدن به کاراکتری هستند دقیقا خلاف آنچه می‌بینید. رفتارهای غلیظ همیشه پوششی برای یک تخلف بزرگ هستند.

۸. اولین اطلاعاتی که از سازمان خود دریافت می‌کنید، نادرست‌ترین اطلاعاتی است که ممکن است به دست شما برسد. آنهایی که نبض کنترل دستگاه تحت مدیریت شما را در اختیار دارند، اجازه نمی‌دهند که اطلاعات صحیح به شما برسد.

۹. مسیر دسترسی به اطلاعات صحیحِ سازمان به روی شما بسته است، تا آن مسیر را باز نکرده‌اید، تمام داده‌های دریافت شده را آغشته به اطلاعات غلط بدانید.

۱۰. متخصصین توانمند هرگز برای رسیدن به شما، لابی نمی‌کنند، شما باید به سراغ آنان بروید و این کارمندان دانا، اصولا لابی چندانی در اختیار ندارند تا به شما برسند و در مقابل لابی‌گران توانمند دستگاه تا دلتان بخواهد ضعیف هستند و بی‌سواد در حوزه تخصصی.

اما معرفی یک چالش ویرانگر:

فرض‌کنید برای یک پست، مجبور به انتخاب یکی از این دو نفر هستید،

۱. متخصصی که متدین نیست و قدرت لابی‌گری ندارد.

۲. متدینی که متخصص نیست اما قدرت لابی‌گری فراوانی دارد.

انتخاب شما کدام است؟

تقریبا تمام مدیران ارشد، چنین شرایطی را تجربه خواهند کرد؛ به‌نظر شما، کدام مورد در جامعه ما، توسط مدیران و تصمیم‌گیران انجام می‌شود؟

درحال حاضر، موضوع انتخاب بین متخصص بدون لابی و متدین‌نمای لابی‌گر، لاینحل مانده و به یک پارادوکس تاریخی برای سیستم اداری تبدیل شده‌است.

توجه: این اطلاعات نتیجه تجربیات شخصی است و ممکن است صحیح نباشد اما اعتقاد دارم در اغلب موارد، صادق است.

مزبان حبیبی

نهم آذر هزاروچهارصدوسه

دیدگاهتان را بنویسید