📄 توسعه عدالت با بانیان و حامیان بیعدالتی!
باز هم انحراف، باز هم عنوان مجعول ‘با مشارکت مردم’!
🖋 مزبان حبیبی
بهعنوان نشست و شرکت کنندگان در آن توجه کنید: نهضت توسعه عدالت در فضای آموزشی با مشارکت مردم!
جناب آقای وزیر
جناب آقای رئیسجمهور
اینکه تفکر غالب در پسزمینه چنین نشستهایی، تفکر طرفداران مدرسهزدایی از جامعه و بانیان مدارس طبقاتی باشد، با یک نگاه ساده به بانیان جلسه و نشستگان بر صندلیها، کاملا هویداست.
اینها بیش از سی سال است که تمام امورات وزارت آموزشوپرورش را در دولتهای مختلف در یدقدرت خود داشته و از صدر تا ذیل آموزش را مدیریت کردهاند تا آموزش کشور را به اینجا رساندهاند!
حال شما با اینها میخواهید عدالت را توسعه دهید!؟ مگر عدالتی هم در حوزه آموزش هست که آنرا توسعه دهید!! مدتهاست که در برهوتی از بیعدالتی آموزشی گرفتار مدیرانی هستیم که خود آشکارا از ذینفعان مدارس خصوصی هستند و نمیدانم که چه روزی شما را هم گرفتار خواهند کرد، آنروز راه فراری ندارید.
جناب رئیسجمهور
تمام بانیان این جلسه و حضار در آن را از حوزه آموزش کشور دور کنید، بخشی از مشکلات حوزه آموزش، خود به خود حل خواهدشد چون دلیل آن مشکلات، حضور تعدادی از همینها در سیستم مدیریتی آموزش کشور است!
نگاهی به لیست صاحبان امتیاز مدارس خاص بیندازید که از بانیان آموزش طبقاتی هستند تا متوجه آشنا بودن آن نامها شوید و سپس با قیافه افرادی که در جلسه حضور داشتند؛ مقایسه کنید!
در لیست بانیان مدارس خاص، از اعضای شورای عالی آموزشوپرورش گرفته تا وزیر و نماینده و حتی رئیسجمهور هم دیده میشود!
وقتی از برهوت بیعدالتی در آموزش سخن میگوئیم، دلایل بسیار داریم که یکی از آنها، بانیان همین نشستی هستند که به سادگی به رئیسجمهور دسترسی دارند اما فعالان دلسوز حوزه عدالت آموزشی راهی به این نشستها ندارند!
دوباره نگاهی بیندازید به عنوان نشستی که در آن سخنرانی کردید:
نهضت توسعه عدالت در فضای آموزشی با مشارکت مردم
مگر مدارس خصوصی با چه نگرشی ایجاد شدهاند جز تحت عنوان مجعول با مشارکت مردم!
هیچ توسعهای با این وزارت رخ نخواهد داد مگر اینکه یک رنسانس واقعی در آن رخ دهد و تغییرات بنیادی در حوزه تخصیص منابع.
توسعه در آموزش و استقرار عدالت در سیستم آموزشی، هم امکانپذیر است و هم در دسترس اما نه با اینها و نه با این وزارت فشل.
اگر خواستید از عدالت در آموزش سخن بگویید، به آمار زیر هم توجه کنید:
۱. سرانه دانشآموزی در ایران ۱۹۴ دلار و میانگین جهانی ۹۳۱۳ دلار است.
۲. میانگین حقوق معلمان در جهان حدود ۳۵۰۰ دلار و حقوق معلمان مدارس دولتی در ایران کمتر از ۳۰۰ دلار است که حتی قابل مقایسه با فقیرترین کشورهای دنیا هم نیست.
۳. بودجه وزارت آموزشوپرورش در ایران برای سال جاری کمی بیش از ۳ میلیارد دلار است و در کشور ژاپن بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار!
۴. میانگین جهانی سهم آموزش از بودجه عمومی دولت تقریبا ۲۶ درصد است اما در لایحه بودجه دولت شما، این سهم به کمتر از ۱۰ درصد رسیدهاست.
۵. برای هر دانشآموز ایرانی در هر ماه ۱.۲ میلیون تومان هزینه میشود و برای هر زندانی بیش از ۱۸ میلیون تومان!
۶. در سیستم آموزشی پیشرفته، حداکثر یک درصد دانشآموزان از آموزشهای خاص برخوردارند آن هم در همان مدارس دولتی و عادی؛ اما افتخار برخی مسولین ماست که ۴۰ درصد از دانشآموزان در مدارس غیردولتی تحصیل میکنند. البته باید دانست که مدارس شاهد، نمونه دولتی، سمپاد و هیئت امنایی ها را هم نباید دولتی فرض کرد و به آن امار غیردولتی افزود.
۷. سهم آموزش از تولید ناخالص ملی در ایران کمتر از ۲ درصد و متوسط جهانی بیش از ۵ درصد است و این سهم در کشور عمان ۶.۷ درصد!
۸. تعداد پرسنل غیرمعلم در وزارت آموزشوپرورش ایران ۳۸۰,۰۰۰ نفر و در فنلاند ۳۰۰ نفر است.
۹. نسبت جمعیت کل کشور به تعداد پرسنل وزارت آموزشوپرورش در ایران ۲۲۱ است و در فنلاند ۱۸,۳۳۳!
۱۰. سرانه ملی آموزش از تقسیم بودجه وزارت آموزشوپرورش بر جمعیت کشور بهدست میآید، سرانه ملی اموزش در ایران برای سال جاری ۳۶ دلار است و این عدد در دانمارک ۱,۵۵۱، در کویت ۱,۶۹۳ و در ژاپن ۲,۰۵۰ دلار!
مَخلص کلام
جناب رئیسجمهور،
از اینها دوری کنید که با اینها عدالتی در آموزش نداریم که بتوان آنرا توسعه داد!
تعجب نکنید اگر بشنوید که در سال ۱۹۴۵ و پس از جنگ جهانی دوم، فنلاند کشوری فقیر و جنگزده بود که بیش از ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به کشور شوروی بدهکار بود.
در همان سالها تصمیم سختی گرفتند: رنسانس در حوزه آموزش
پس از ۵۰ سال اجرای سیاست اولویت مطلق بودن آموزش در کشور، حالا به یکی از پیشرفتهترین کشورهای دنیای مدرن با یک آموزشوپرورش شاد تبدیل شدهاند.
دشتمان گرگ اگر داشت، نمی نالیدم
نیمی از گله ما را، سگ چوپان خورده
مزبان حبیبی
هفتم دی هزاروچهارصدوسه