فهرست بستن

نظام فکری معلمان، به سادگی قابل تغییر نیست

📄 نظام فکری معلمان، به سادگی قابل تغییر نیست

🖋 مزبان حبیبی

در تمام بستر تاریخ آموزش در دنیا، هیچ کشوری را نخواهید یافت که بالاتر از نگرش معلمانش، توسعه یافته باشد و قبل از هر کاری، باید فضای عمومی نگرش معلمان به توسعه را بازسازی نموده و آنان را همراه کرد.

مثال‌های بسیاری از توسعه در بستر آموزش وجود دارد که می‌تواند به‌عنوان الگوهای رفتار سازمانی از آن استفاده کرد.

مرکز پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش‌وپرورش درباره استخدام طلاب حوزه علمیه: مردم تصور می‌کنند کسی که طلبه می‌شود، فقط مفاتیح می‌خواند.

به عنوان یک معلم ریاضی، حاضرم در هر آزمون مرتبط با آموزش ریاضیات در هر زمانی شرکت کنم؛ جناب وزیر شما به‌عنوان یک طلبه، حاضر هستید در یک آزمون از مفاتیح شرکت کنید و خودتان را بیازمایید؟!

مردم با دین و مفاتیح مشکلی ندارند، با شما مدعیان مفاتیح خوانده مشکل دارند.

اجازه می‌دهید تا از شما در یک محیط کاملا منصفانه، از متن مفاتیح که رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی شما، مدعی خواندن آن توسط داوطلبان است؛ یک آزمون راستی‌آزمایی بگیریم؟

جهت یادآوری:

در هر سیستم آموزشی در دنیا، امکان تغییر در نگرش و رفتار معلمان وجود ندارد مگر این‌که در یک زمان، بیش از ۵۰ درصد از معلمان بخش آموزش(تدریس در کلاس‌های درس) را با نیروهای مدنظر تغییر داد. یعنی برای این‌کار لازم است حداقل ۲۵۰ هزار معلم را اخراج و با نیروهای مدنظر خود جایگزین نمود یا همزمان بیش از ۵۰۴ هزار نفر از آن نیروها را به بخش آموزش وارد کنید!

تجربه نظام‌های آموزش در دنیا نشان می‌دهد که ۹۹ درصد از نیروهایی که با هدف خاص به بدنه آموزش وارد می‌شوند، پس از گذشت ۱۰ سال، نگرش و رفتاری کاملا منطبق با معلمان سابق را خواهند داشت.

ساختار تفکر و رویکرد رفتاری معلمان در یک دوره ۵۰ ساله ساخته و طی یک دوره ۱۰۰ تا ۲۰۰ ساله کاملا مستقر خواهد شد؛ از این جهت به تمام این روحانیونی که به سیستم آموزشی کشور وارد می‌شود، خوشامد می‌گوئیم و می‌دانیم این همکاران جدیدمان در سال‌های آینده و با لحن بسیار تندتر، همین نقدهایی را بیان خواهند کرد که امروزه ما درگیر آن هستیم.

نگران ورود نیروهای جدید نیستیم چون ۱۰ سال دیگر، این همکاران نگرش و رفتاری کاملا منطبق به معلمان امروزی خواهند داشت.

به تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان در حوزه آموزش توصیه می‌شود که نگاه تحقیرآمیز به آموزش را کنار بگذارید که ۱۰ تا ۵۰ سال آینده نتیجه آن را ببینید.

چند واقعیت آماری:(برخی از آمار مربوط به چند سال پیش است)

۱. سرانه دانش‌آموزی در ایران ۱۹۴ دلار و میانگین جهانی ۹۳۱۳ دلار است.

۲. میانگین حقوق معلمان در جهان حدود ۳۵۰۰ دلار و حقوق معلمان مدارس دولتی در ایران کمتر از ۳۰۰ دلار است که حتی قابل مقایسه با فقیرترین کشورهای دنیا هم نیست.

۳. بودجه وزارت آموزش‌وپرورش در ایران برای سال جاری کمی بیش از ۳ میلیارد دلار است و در کشور ژاپن بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار!

۴. میانگین جهانی سهم آموزش از بودجه عمومی دولت تقریبا ۲۶ درصد است اما در لایحه بودجه دولت شما، این سهم به کمتر از ۱۰ درصد رسیده‌است.

۵. برای هر دانش‌آموز ایرانی در هر ماه ۲ میلیون تومان هزینه می‌شود و برای هر زندانی بیش از ۳۲ میلیون تومان!

۶. در سیستم آموزشی پیشرفته، حداکثر یک درصد دانش‌آموزان از آموزش‌های خاص برخوردارند آن هم در همان مدارس دولتی و عادی؛ اما افتخار برخی مسولین ماست که ۴۰ درصد از دانش‌آموزان در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند. البته باید دانست که مدارس شاهد، نمونه دولتی، سمپاد و هیئت امنایی ها را هم نباید دولتی فرض کرد و به آن امار غیردولتی افزود.

۷. سهم آموزش از تولید ناخالص ملی در ایران کمتر از ۲ درصد و متوسط جهانی بیش از ۵ درصد است و این سهم در کشور عمان ۶.۷ درصد!

۸. تعداد پرسنل غیرمعلم در وزارت آموزش‌وپرورش ایران ۳۸۰,۰۰۰ نفر و در فنلاند ۳۰۰ نفر است.

۹. نسبت جمعیت کل کشور به تعداد پرسنل وزارت آموزش‌وپرورش در ایران ۲۲۱ است و در فنلاند ۱۸,۳۳۳!

۱۰. سرانه ملی آموزش از تقسیم بودجه وزارت آموزش‌وپرورش بر جمعیت کشور به‌دست می‌آید، سرانه ملی اموزش در ایران برای سال جاری ۳۶ دلار است و این عدد در دانمارک ۱,۵۵۱، در کویت ۱,۶۹۳ و در ژاپن ۲,۰۵۰ دلار!

و سخن پایانی

اگر خواستید نگرش و رفتار معلمان ایرانی که ظاهرا خوشایند شما نیست را تغییر دهید، فقط یک راه وجود دارد، کاری کنید که آمار ده‌گانه فوق در ایران به میانگین‌های جهانی نزدیک شود.

مزبان حبیبی

دوم خرداد هزاروچهارصدوچهار

دیدگاهتان را بنویسید