هشدار
متن ویرایش نشده: مزبان حبیبی
نکاتی در مورد نسل دهه هفتاد و هشتاد:
۱. اگر به آنها توهین کنید، آشکارا توهین خواهند کرد، بدترین توهینها.
۲. اگر با آنها بدزبانی کنید، به بدترین شکل، دشنامتان خواهند داد.
۳. اگر به آنها بیاحترامی کنید، با بدترین نوع رفتارها به شما بیاحترامی میکنند.
تفاوتها و اختلافات میاننسلی را بپذیریم تا راه حلی منطقی بیابیم.
باید با این نسل معترضان مهربان بود، احترامشان کرده و حرفشان شنیده شود.
حتی در آموزش به نسلهای جدید، نمیتوان از شیوههای آموزش سی یا پنجاه سال پیش استفاده نمود و به همین دلیل است که شیوههای آموزش باید هر پانزده سال یک بار، مجددا بازبینی شده و تغییر کند.
اگر با این نسل کمی مهربان باشیم، شاهد مهربانی بینهایت و نامحدود از آنان باشیم. با یک لبخند و یک رفتار مهربانانه معلم، آرام میشوند.
دانشآموزان و دانشجویان به هیچ وجه ریاکاری و دروغ گویی را برنمیتابد و به محض مواجهه با آن، خیلی سریع و با شدت واکنش نشان میدهند.
کشیده شدن اعتراضات به مدارس و دانشآموزان، میتواند لطمههای جبران ناپذیری داشته باشد.
توصیه:معلمان باتجربه که جانبدار نباشند را برای واسطه بین دانشآموزان با سیستم آموزشی و حاکمیت شوند تا با کمترین لطمه روحی و روانی این موضوع کنترل شود.
اعتراضات دانشآموزان را جدی بگیریم.
با نسلی که اکنون در حال تحصیل در دبیرستانهاست، هرگز نباید با زبان تهدید، تطمیع یا سرکوب صحبت کرد.
رفتارهای احساسی نوجوانان را باید درک کرد و با آن کنار آمد تا بتوان با آرامش آنان را آموزش داد، این را در تمام آموزشهای همکاران فرهنگی به آنها گوشزد کردهام.
معلمان به خوبی میدانند که باید با نگاه مادرانه و پدرانه برخی از رفتارهای دانشآموزان را تحلیل و بررسی کرد نه با رویکرد برخورد قهری.
نوجوان یا جوانی که اکنون با شدت تمام و عصبانیت، واکنشی نشان میدهد، ده دقیقه بعد چنان مهربان و آرام میشود که باورش سخت است و ما معلمان این رفتارها را بسیار تجربه کردهایم و به دلیل همین آگاهی از رفتار آنان است که در برابر بسیاری از رفتارهای دانشآموزان، فقط لبخند میزنیم و میخندیم.
همکاران گرامی،
ممکناست دانشآموزان با دیدن شعارهای اعتراضات اخیر، آن شعارها را در کلاس درس هم تکرار کنند اما همین دانشآموزان چند لحظه بعد تمام موضوع را فراموش میکنند، با آنها به مهربانی صحبت کنید.
اما، اگر در زمان شعاردادن، واکنش نامناسب یا برخوردی ناخوشایند دریافت کنند، قطعا و با شدت بیشتر آن را تکرار خواهندکرد.
شاید بتوان این نسل را سرکشترین و همزمان عاقلترین نسلِ احساساتی جامعه نامید.
واکنش به رفتار نوجوان احساساتی که منطق را به خوبی میشناسد، بسیار حساس و مهم است.
با یک رفتار تند و یا غیرمنطقی از همکاران معلم، ممکن است حرکتی ساده از دانشآموزان به یک بحران ملی فراگیر تبدیل شود.
هرگز در مواجهه با دانشآموزان از عباراتی چون اغتشاشگر، یاغی، عصیانگر، دستنشانده و امثال آنها استفاده نکنید چون اصولاً دانشآموزان با این مفاهیم بیگانهاند و خطاب قراردادن آنان با این الفاظ، قطعا در تبدیل رفتارشان به آنچه نامیده شدهاند، بسیار موثر است.
انتقال بحران اعتراضی جامعه امروز به جامعه دانشآموزی، برای هر دو طرف تقابل، اشتباهی ویرانگر است.
همانگونه که استفاده از دانشآموزان در امور جنگ ممنوع و غیرانسانی است، استفاده ابزاری از آنان توسط هر طرف از تقابل، کاری به شدت نابودکننده است.
این یک واقعیت است که جوانان و نوجوانان، آشکارا حرفهایی را خواهند زد که مسؤلان کشور در خفا به یکدیگر میگویند.
این جوانان را باید درک کرد نه تنبیه، باید با آنها گفتگو کرد و گفتگو یک تخصص است.
شنیدن خواستههای جامعه هم یک تخصص است که فعلا بسیاری از مسؤلانِ سفارشی ما، آن را نمیدانند.
مزبان حبیبی
پنجم مهر هزاروچهارصدویک